|
واین منم غریبه ای تنها در آستانه فصلی سرد
|
پرنده قشنگي بود پر زد رفيق روز تنگي بود وپر زد ![]()
خيال کردم دلش دنبال عشق پي خوش آب ورنگي بود وپر زد
اگه سکه دو رو داره اسير دست بازار نه عشقي داره تو کارش نه مهري داره بازارش![]()
تو که سکه نبودي يار بودي به ظاهر عاشقٌ غمخوار بودي
![]()
خيال کردم که تو فصل بهارم منٌ عشق و دل اميدوارم
خيال کردم که تو قلب بهشتم ازين بهتر نمي شه سرنوشتم
پرنده رفتٌ عشق پژمرد ٌدل مرد
پرنده رفت ٌعشق با خودش برد ![]()

هر که عاشق شد جفا بسیار می باید کشید
بحر یک عمر منت از جبار می باید کشید
من به مرگم راضیم اما نمی آید اجل![]()
بخت بد این کز اجل هم ناز می باید کشید
![]()

![]()

![]()
کاش میشد عشق را تعبیر کرد
دست وپای درد را زنجیر کرد
کاش می شد عمر از دست رفته
چون نوار زندگی تکثیر کرد![]()
******
![]()
پس چگونه من دوست ندارم که تو مرا دوست بداری با این همه احتیاجی که به تو دارم؟
![]()


![]()
سر راحت به بالين مي گذاري !
تو صاحب درد بودي ناله سر كن
خبر از درد بي دردي نداري
بنال اي دل كه رنجت شادماني ست
بمير اي دل كه مرگت زندگاني ست
دلي خواهم كه از او درد خيزد
بسوزد ، عشق ورزد ، اشك ريزد !


![]()


![]()
اگر بر خلاف طبیعت تو آفریده شده ام
اگر ذره ذره ی وجودم را از عشق آفریده اند
اگر عشقم گناهی نابخشودنیست
و اگر گناهم را دوست می دارم
![]()
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
![]()
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی![]()