|
واین منم غریبه ای تنها در آستانه فصلی سرد
|




خدایا :
مذهب بی عوام،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،
گستاخی بی حامی،مناعت بی غرور،
عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،
ودوست داشتن بی آنکه دوست بداند،
روزی کن .
(( دکتر علی شریعتی))
همچو گل چند به روز همه خندان باشي همره غير به گلگشت گلستان باشي
هر زمان با دگري دست و گريبان باشي زآن بينديش كه از كرده پشيمان باشي
جمع با جمع نباشند و پريشان باشي ياد حيراني ما آري و حيران باشي
ما نباشيم كه باشد كه جفاي تو كشد
به جفا سازد و صد جور براي تو كشد
شب به كاشانه اغيار نميبايد بود غير را شمع شب تا ر نميبايد بود
همهجا با همه كس يار نميبايد بود يار اغيار دل آزار نــميبايــد بود
تشنه خون من زار نميبايد بود تا به اين مرتبه خونخوار نميبايد بود
من اگر كشته شوم باعث بدنامي توست
موجب شهرت بيباكي وخودكامي توست
ديگري جز تو مرا اين همه آزار نكرد جز تو كس در نظر خلق مرا خار نكرد
آنچه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد هيچ سنگين دل بيدادگر اين كار نكرد
اين ستمها دگري با من بيمار نكرد هيچ كس اين همه آزار من زار نكرد
گر ز آزردن من هست غرض مردن من
مردم ، آزار مكش از پي آزردن من
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر در گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!